بسم الله النّور
درس شانزدهم: خدا برای بنده هایی که دوسشون داره چی کار می کنه؟
دریافت
حجم: 216 کیلوبایت
بسم الله النّور
درس شانزدهم: خدا برای بنده هایی که دوسشون داره چی کار می کنه؟
دریافت
حجم: 216 کیلوبایت
بسم الله النّور
در سوره مریم آیه ای است که در آن گفته شده همه وارد جهنم خواهند شد.
وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاَّ وارِدُها کانَ عَلى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا (71)
و هیچ کس از شما نیست مگر [اینکه] در آن وارد مىگردد. این [امر] همواره بر پروردگارت حکمى قطعى است.
بسم الله النّور
استاد علی صفایی حائری:
نباید گرو موقعیتها بود که اگر با فلانى باشم بهتر خواهم بود. اگر با فلانى ازدواج کنم، به من رشد مىدهد و از این حرفها... چون هیچ کسى نمىتواند به تو رشد بدهد. این تو هستى که در هر موقعیتى مىتوانى رشد کنى و یا خسارت ببینى.
گیرم تو در کنار رسول باشى و یا همراه فاطمه، این درست که اینجا زمینه بهتر است، ولى این هم هست که تکلیف بیشترى از تو مىخواهند.
در هر حال این زمینهها مهم نیستند، وضعیتى که تو مىگیرى و اطاعتى که تو خواهى داشت، تو را بالا میبرد و یا پایین مىآورد.
البته این حرفها بر ما که با چیزهاى دیگر مأنوس بودیم، سنگینى مى کند. ما دوست داریم با فلانى باشیم و در فلان جا زندگى کنیم و اسمش را هم مىگذاریم خدا و رشد، غافل از آنکه رشد ما در گرو همین اطاعت و تقوى، همین عبودیت است؛ یعنى اینکه در هر موقعیتى تکلیفمان را بیاوریم و اسیر موقعیتهاى خوب و یا بد نباشیم.
منبع: صراط، ص۱۵۰
روایتى هست که ... در آن چهار لقب از القاب امام زمان صلوات الله علیه آمده است:
1 - طرید، به معناى مطرود، رانده شده، دور شده، کنار گذاشته شده.
2- شرید که شبیه همین معنا را دارد، یعنى: گریخته.
3 و4 - وحید وفرید، یعنى واحد است ووحید است وفرید، فرد است یگانه است ونظیر ندارد.
هر کدام از اینها به عنایاتى است. در کتاب بحار جلد 51 صفحه 37، شماره 9، حدیث جالبى است.
راوى مى گوید: در زیارت عمره یا حج واجب، خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم. به آن حضرت عرض کردم: کبرت سنى ودق عظمى. یعنى استخوانهاى من نازک شده است وپیروفرتوت شده ام. قواى بدنم از بین رفته وبه اصطلاح پایم لب گور است.
فلست ادرى یقضى لى لقاوک ام لا؟: نمى دانم که باز هم قسمت من مى شود شما را زیارت کنم یا نه؟.معلوم مى شود که این پیرمرد در شهر حضرت زندگى نمى کرده است ودر حج واجب یا عمره ایشان را زیارت کرده است. حالا مى خواهد از حضرت سوال مهمى پرسد. مى گوید: پیر شده ام وقواى من تمام شده است وبزودى از این دنیا خواهم رفت. نمى دانم دفعه دیگر خدمتتان مى رسم یا خیر؟.
فاعهد الى عهدا: یک چیزى براى من بگویید. یک یادگارى به من بدهید. واخبرنى متى الفرج: به من بفرمایید که گشایش وفرج کار مسلمین چه وقتى است. یکى از آن ناگفتنیها را براى من بگویید.
حضرت امام باقر علیه السلام در اجابت تقاضاى او، خصوصیت آن امامى را که فرج کلى به دست اوخواهد بود این طور بیان مى فرمایند: ان الشرید الطرید الوحید الفرید: آن امام دور از مردم وتنها ورانده شده ومطرود وفاصله گرفته از آنها که
الفرد من اهله: از اهل خودش دور است. یعنى از خانواده خودش دور است، از امت وشیعه خودش دور است وتنهاست.
الموتور بوالده: نسبت به پدرش ووالدش موتور است. موتور یعنى کسى که عزیزش کشته شده است وهنوز انتقامش را نگرفته است. این کلمه از وتر بمعنى کشته شده مى آید. علامه مجلسى (ره) توضیح داده است که غرض از این والد یا امام حسین یا امام حسن عسکرى یا ائمه دیگر علیهم السلام که آباء واجداد حضرت بوده اند. به احتمال قوى امام حسین علیه السلام است.
بقیه روایت چنین است: المکنى بعمه: آن امام کنیه اش کنیه عمویش مى باشد. (لینک منبع)
اگر از مردم اهل دنیا گریزان شده اید
اگر به واسطه اعتقادات صحیحتان مطرود گروهی از مردم شده اید
اگر تنهایید و احساس می کنید کسی را ندارید
اگر...
.
.
.
نگران نباشید تازه کمی شبیه امامتان شده اید.
یا صاحب الزمان مارا حلال کن که این همه ظهورتان به تأخیر افتاده و هنوز انقدر تشنه نشدیم که حتی شما را به اندازه آبی برای رفع عطش طلب کنیم!
بسم الله النور
آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبة ابیک علیه السلام
«إنّ یوسف علیه السلام شکا إلى ربّه السجن فأوحى اللّه إلیه: أنت اخترت لنفسک ذلک حیث قلت: رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ و لو سألتنی أن أعافیک لعافیتک؛ إنّ ابن عمّک لراد علیک مالک، و هو میت بعد جمعة».( الثاقب فی المناقب، ص: ۵۶۹)
امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند زمانی حضرت یوسف ع از زندانی بودن خود به خدای سبحان شکایت کرد ، خدا به یوسف وحی کرد تو خود زندان را انتخاب کردی ما برای تو انتخاب نکردیم وقتی که گفتی « رَبِ السِّجْنُ أَحَبُ إِلَیَ مِمَّا یَدْعُونَنی إِلَیْه» (سوره یوسف ـ آیه ۳۳) خدایا این که به زندان بروم بهتر است تا به امر نامشروع زنان پاسخ مثبت دهم اگر همان زمان از من درخواست عافیت کرده بودی با عافیت تو را از آن مشکل نجات دهم حتماً نجاتت میدادم. بسیاری از گرفتاریهای ما صرفاً به جهت پیشنهادات نابجای خودماست چون با این پیشنهاد نابجا ما قدرت خدای سبحان را محدود میکنیم و گمان میکنیم حضرت حق چارهای ندارد فقط با گرفتاری و مشکل میتواند ما را از مصیبتی نجات بخشد در حالیکه برای خدای سبحان میان عافیت یا آزمایش با سختی هیچ فرقی نیست باید دید سخن درخواستی خود فرد چیست باید در زندگی روی تک تک جملات خود دقت داشته باشیم که هریک از این جملات میتواند مسیر زندگیمان را عوض کند و تغییر دهد ما را گرفتار کند و یا با عافیت مشکل ما را مرتفع کند یوسف به پیشنهاد خود هفت یا چهارده سال گرفتار زندان شد درحالیکه اگر همان زمان از خدا طلب عافیت کرده بود هرگز سالهای سخت زندان را تحمل نمیکرد خدا در بسیاری موارد به انتخابهای ما بها میدهد مواظب انتخابهایمان باشیم .
در صحیفه علویه آمده است :
«اللهم انی اعوذ بک من فلتات لسانی» (خداوندا به تو پناه میبرم از سخنان بیاندیشه)
.
* شرح روایت توسط استاد گرامی سرکار خانم بروجردی
بسم الله
در آیه 13 سوره مزمل آمده است:
وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلیماً
و غذایى گلوگیر و عذابى پردرد است.
این آیه توصیف غذای گروهی از اهل جهنم است. غذایی که در آن خصلت «غصه» وجود دارد.
غصه ویژگی طعام جهنمی هاست!
غصه نخوریم!