حدیث نفس

آزادی از نیاز

بسم الله

فکر می‌کنم احتمالا یکی از ویژگی های حکومت امام زمان این  است که انسان ها اسیر نیازهایشان نیستند.

حداقل اسیر نیازهای اولیه شان نیستند و فکر و قلبشان آزاد است از اسارت در نیاز.

برای همین فکرهایشان آزادتر است برای تفکر و تعقل و می توانند به بالاتر از نیازهای مادی بیاندیشند و رشد کنند.

۰۱ بهمن ۹۷ ، ۱۹:۱۳ ۰ نظر

ابهام در مسیر

بسم الله

 

گاهی مسیر زندگی همین قدر مبهم است.

نه پیش رو معلوم است نه پیش پا و نه پشت سر.

مه موقتی است و می رود.

ابهام های زندگی هم می روند  و نمی مانند.

فقط صبر لازم است و با احتیاط جلو رفتن.

اگر در ماشین باشیم چراغ مه شکن کمکمان می کند برای دیدن مسبر.

و در زندگی، نور «ولی» است که ما را به ورای ابهام ها و گم‌گشتی ها می برد.

و توکل...

توکل یعنی با اطمینان به خدایی که این جاده را طراحی کرده از آن گذر کردن.

۲۹ دی ۹۷ ، ۱۲:۱۷ ۰ نظر

چرا امام را می خواهیم؟

بسم الله

نهج البلاغه، بخشی از خطبه 136:

لَمْ تَکُنْ بَیْعَتُکُمْ إِیَّایَ فَلْتَةً وَ لَیْسَ أَمْرِی وَ أَمْرُکُمْ وَاحِداً إِنِّی أُرِیدُکُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِیدُونَنِی لِأَنْفُسِکُمْ‏‏...

بییعت شما با من حادثه ناگهانى بدون فکر و تدبیر نبود، و امر من و شما یکى نیست، من شما را براى خدا مى خواهم، و شما مرا براى خود مى خواهید!

استاد علی صفائی حائری، کتاب غدیر صفحه 26

على مى‌گفت: لَیْسَ‌ أَمْرى و أَمْرُکُمْ‌ واحداً انّى أُریدُکُمْ‌ للّه و أَنْتُمْ‌ تُریدُونَنى لأَنْفُسِکُمْ‌. هدف من و شما یکى نیست. من شما را نه براى خودم و نه براى خودتان، که براى حق مى‌خواهم، در حالى که شما مرا به خاطر خویشتن و منافع خود خواستارید. شما مى‌بینید من مثل عثمان نیستم که شما را بچاپم،به این خاطر به من روى آوردید، اما من شما را نه براى خودم میخواهم و نه براى رفاه خودتان، که براى حق مى‌خواهم.

اما ما چرا امام را می خواهیم؟

چرا برای ظهور دعا می کنیم؟

به خاطر منافع شخصی یا خود امام؟

ما یکی از مصادیق مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام را سال های غصب حکومت و سکوت ایشان می دانیم و حقی که از ایشان سلب شد.

حق حکومت الهی...

و چند سال است که امام زمان غایبند و در انتظار برپایی حکومت عدل الهی؟

در جامعه ای که دم از شایسته سالاری می زنیم، فرد شایسته ای را تصور کنید که اگر رئیس جمهور شود می تواند مشکلات را برطرف و جامعه را اصلاح کند. اما افراد ناشایست جای او راغصب کردند و فرصت را از او گرفتند.

در این صورت چه قدر دلمان به حال آن فرد شایسته ای که فرصت بروز توانایی هایش را ندارد می سوزد و چه قدر تأسف به حال خودمان می خوریم که خودمان لیاقت حضور او را در منصب قدرت نداریم.

امام زمان هم همین طور...

امام زمان  هم ما را مانند علی علیه اسلام برای خدا می خواهد

و ما او را برای منفعت های شخصی مان می خواهیم و برای رفع ظلم...

امام را برای خودش و برای خدا نمی خواهیم...

و در محبتمان به ایشان خالص نیستیم!

کاش محبتمان به حضرت و یاریمان برای او خالص شود و امام را به خاطر خودش بخواهیم نه منافع شخصی...

اللهم عجل لولیک الفرج

۲۸ دی ۹۷ ، ۱۹:۵۲ ۰ نظر

خدایا پناه بر تو )۹(

بسم الله

خدایا پناه بر تو

از وسوسه‌ها

شک‌ها

سؤال‌های بی جواب

از خسته شدن

از یکنواختی

از توقف

از نا امیدی

از نا امیدی

از نا امیدی

۲۱ دی ۹۷ ، ۰۱:۳۰ ۰ نظر

ایمان به غیب

بسم الله النور

شاید ایمان به غیب منحصر در  ایمان به آن چه به طور معمول آن را غیب می دانیم نباشد.

شاید ایمان به غیب باور غیبِ اعمال، رفتار، گفته ها، دیده ها و شنیده هایمان باشد،

و باور به این که همه ی این ها پشت پرده ای دارد و اثر و آثاری.

مثلا باور به این که هر لحظه در حال ساخت و ساز عمر یا ویرانی آن هستیم.

با هر گفتار و رفتار جزء خسران زده ها هستیم یا کسانی که به سعادت رسیدند.

یا مثلا اثر غیبت از دست رفتن آبروی یک انسان است و پشت پرده آن، خوردن گوشت برادر مرده

اثر دروغ جا به جایی درست و غلط است و پشت پرده آن دشمنی با خداست.

و همین طور بقیه اعمالمان...

۲۰ دی ۹۷ ، ۲۰:۰۹ ۰ نظر

خدایا پناه بر تو )۸(

بسم الله

کاش فاصله عالم بودن و عامل بودن انقدر زیاد نبود.

کاش علم‌ها ممزوج بود به باور و عمل

بدون هیچ فاصله‌ای

عالم بی عمل مانند زنبوریست بی عسل

شاید عسل هم باشد اما آن عالم خودش بی بهره بماند و دستانش خالی...

خدایا پناه بر تو از این فاصله ها...

۱۹ دی ۹۷ ، ۲۳:۲۷ ۰ نظر

ما غرّک بربّک الکریم

بسم الله النّور

انسان انقدر ضعیف است که با یک ویروس نادیدنی خیلی خیلی کوچک چند روز خانه نشین می شود و از پا می افتد.

و چه بسا جانش را از دست بدهد...

۱۹ دی ۹۷ ، ۱۹:۲۹ ۰ نظر

خدایا پناه بر تو (۷)

بسم الله النّور

خدایا به تو پناه می برم از این که تو را خدایی بدانم در حد و قواره فهم و درک خودم.

نه آن‌گونه که هستی

و به تو پناه می برم از این که باور و ایمانم در حد و قواره معرفت خیلی کمم نسبت به تو باشد.

و به تو پناه می برم از محصور ماندن و اسیر شدن در شناخت ناقص و خیلی خیلی کمم نسبت به خودت...

۱۸ دی ۹۷ ، ۱۹:۲۴ ۰ نظر

حکمت امتحان (۴)

بسم الله النور

امتحان همان گونه که فضایل انسان را آشکار می کند، رذایل را هم آشکار می کند.

تفاوت حال انسان ها در هنگام مصیبت و بیماری و مشکلات زندگی در همین است.

ابتلائات برای برخی پله صعود از طریق «صبر» هست

و برای برخی مایه لغزش و افتادن

برخی با مشکلات به ورطه «چرا من» و درگیری با خدا می افتند

و برخی دیگر پیوستشان با خدا بیشتر می شود.

اگر در مراسع تشییع و تدفین شرکت کرده باشید، تفاوت حال افراد را در مواجهه با مصیبت متوجه می شوید. برخی در حال جزع و فزع هستند و حالشان دست خودشان نیست

و برخی که از گروه مومنین‌اند در حال دعا و عزاداری ای هستند که موجب از کف رفتن اختیار نمی شود.

اساسا در دو حال باطن احوال انسان رو می شود، هنگام شادی بسیار و غم زیاد.

و از دست دادن اختیار در هنگام غم و شادی خوب نیست...

دسته اول در هنگام مشکلات کوچک هم از درون ناراضی اند و با خدا و خودشان در صلح نیستند.

دسته دوم کسانی اند که مشکلات را وسیله تقرب خودشان به خدا می دانند.

۱۷ دی ۹۷ ، ۱۹:۲۲ ۰ نظر

جاهل نباشیم!

بسم الله النور

حکمت ۲۳۵ نهج البلاغه:

وَ قِیلَ لَهُ صِفْ لَنَا الْعَاقِلَ فَقَالَ ( علیه السلام ) : هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْ‏ءَ مَوَاضِعَهُ فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ : قَدْ فَعَلْتُ .

و درود خدا بر او، فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چیزى را در جاى خود مى نهد. (گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نیز شناساندم.
(یعنى جاهل کسى که هر چیزى را در جاى خود نمى گذارد، بنا بر این با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند)

تعریفی که امیرالمؤمنین علیه السلام از عاقل گفتند شبیه تعریفی است که از عادل دارند: «العدل یضع الامور مواضعها»

خلاصه این که انسان عاقل هرچیزی را سر جای خود قرار می دهد. یعنی کارهایش، نقش ها و تکالیفی که به عهده اش هست همه در جای خود قرار داده شده و به آن رسیدگی می شود.

برخلاف جاهل که جا به جا کاری دارد.

یعنی

انسان بی نظم جاهل است.

انسانی که به تکالیف و وظایف خود عمل نمی کند (همسری/مادری/پدری/دختری/پسری/علم آموزی/معلمی و...) جاهل است.

انسانی که مدیریت زمان ندارد و کارهای بدون اولویت را اول انجام می دهد نیز جاهل است!

خدایا ما را در زمره عاقلان قرار ده...

۲۶ آذر ۹۷ ، ۱۵:۳۱ ۳ نظر