حدیث نفس

حرکت انسان

 بسم الله

استاد علی صفایی حائری:  

داستان حرکت انسان، داستان کفر و شکر است. «لَئِنْ شَکَرتُم لَازیدَنَّکُم» مدام نوسان دارد. در هر مرحله اگر اقدام نکنى، افت مى‌کنى و مدام پایین مى‌آیى و اگر اقدام کردى پیش مى‌روى و جلو مى‌افتى. 

تو که فهمیدى باید از این لقمه‌ى چرب بگذرى. اگر توجیه کردى، تو در همین جا نمى‌مانى که رفته رفته، بخل در تو سبز مى‌شود. با اینکه چند لقمه دارى، از بشقاب رفیقت برمى‌دارى تا آنجا که یک انبار احتکار کرده‌اى و باز هم نگاهت به کاسه‌ى دیگران است تا آنجا که مجبور مى‌شوى با کسانى دوست شوى که احتکار مى‌کنند و چشم به انبارت ندارند تا آنجا که در بزمشان راه مى‌یابى و... تا آنجا که از دست مى‌روى. 

و اگر در این آخرین پله یک قدم برداشتى، یک حرکت کردى، قدرت گام دوم را به تو مى‌دهند تا آنجا که مى‌توانى دو لقمه و بیشتر و بیشتر بدهى و از تمامى انبارهایت بگذرى. 

داستان انسان، داستان شکر و کفر است، در هر لحظه پیش مى‌برد و یا عقب مى‌افتد. این طور نیست که خیال کنى در یک جا ایستادن، در همانجا ماندن است، که ایستادن عقب گرد است و پایین رفتن. 

آن زنده دل گفته بود آنها که در نینوا حسین را کشتند، همانهایى بودند که از یک لقمه نگذشتند. از یک چاى داغ نگذشتند، از اول و دوم نگذشتند تا آنجا که نتوانستند از گندم رى هم بگذرند تا آنجا که دستشان را هم با خون حسین شستند. 

#صراط ، ص 92

@einsad

 

۱۶ شهریور ۹۸ ، ۱۱:۵۸ ۲ نظر

چرا اینجارو مطالعه می‌کنید؟

سلام

واقعا برام سؤال هست، ممنون میشم پاسخ بدید.

حتی بزرگواران خاموش.

نوشته‌های اینجا، عموم نوشته‌ها، چیزی به شما اضافه کرده است؟

۱۴ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۲۲ ۴ نظر

معیّت

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

۱۴ شهریور ۹۸ ، ۰۲:۱۳ ۱ نظر

از خاک مکه بر حرم کربلا سلام

بسم الله

 

از خاک مکه بر حرم کربلا سلام

از خانهٔ خداست به خون خدا سلام

 

بادا سلام زم‌زم، بر ساحل فرات
بر دشت نینواست، ز دشت منا، سلام

از چار رکن خانه به شش‌گوشهٔ حسین
وز قبله سوی قبّهٔ آن پیشوا سلام

از مولد النبی و ز غار حرای او
بادا به پارهٔ جگر مصطفی سلام

از مولد علی و ز رکن یمانی‌اش
بر مدفن سر پسر مرتضی سلام

از مدفن خدیجهٔ کبری و غربتش
بادا همی به زادهٔ خیرالنسا سلام

از‌ حجر اسمعیل به آن قبر کوچکی
که برده پای قبر حسین التجا سلام

از حنجر ذبیح به آن حنجر ظریف
که پاره‌پاره شد به ره حق فدا سلام

زآن حاجیان که حج به تمامی گذاشتند
بر‌ حج ناتمام شه نینوا سلام

از مروه و‌ صفا و بهین سالکانشان
بر زائران آن حرم باصفا سلام

از این سیاه‌‌پردهٔ کعبه، به تعزیت
بر سرخ‌فام پرچم کرب و بلا سلام

شد زردروی چهرهٔ نیکان، محرٌم است
از این دل سیاه به آن کیمیا سلام

کعبه سیاه‌پوش شده پیش از همه
تا که کند به ساحت آل عبا سلام

شد میرگریه زمزم و بر شاه تشنگان
دارد به اشک خویش بدون صدا سلام

مُحرِم نشد هرآنکه نگردید گرد تو
آه ای یگانه مُحرِمِ خونین‌ردا! سلام

حاجی نشد هرآنکه تو را در حرم ندید
ای بی‌غبار آینهٔ حق‌نما! سلام

ما سر به حلق داده، تو از حلق سر دهی
از بندگان تن به شه سر جدا سلام

***
تا بشنوم جواب سلام خود از حبیب
از این دل غریب به آن آشنا سلام

از این گلوی خسته به آن حنجر رسا
از این دل شکسته به دارالشفا سلام

هرچند نیست سنخیتی بین ما ولی
از‌ تو مرا نگاهی و از من تو را سلام

 
 
۱۰ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۱۷ ۲ نظر

یوم الحسره / ابد در پیش داریم...

بسم الله




بخشی از جلسه دوم سخنرانی حجت الاسلام پناهیان با عنوان «گناه چیست؟ توبه چگونه است؟»


پ.ن: بنده در چند روز آینده  ان شاء الله عازم حج هستم.
اگر از من بدی یا قصور و تقصیری دیدید حلال بفرمایید.

ان شاء الله دعاگو و نایب الزیاره هستم.


۲۶ تیر ۹۸ ، ۲۳:۲۵ ۱ نظر

هو الرحمن الرحیم

بسم الله


۲۰ تیر ۹۸ ، ۰۷:۴۰ ۰ نظر

انسان متقی مؤدب

بسم الله

 

سخنی از حجت الاسلام پناهیان

 

 
 

متقی بودن یعنی با برنامه زندگی کردن.

با برنامه خدا زندگی کردن.

۰۴ تیر ۹۸ ، ۱۱:۴۶

اسباب (2)

بسم الله النّور

ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ

وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ

وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ

وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ.

۲۴ خرداد ۹۸ ، ۰۰:۰۳ ۰ نظر

نشکستن

بسم الله النّور

أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: إِنَّ الْحُرَّ حُرٌّ عَلَى جَمِیعِ أَحْوَالِهِ إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَةٌ صَبَرَ لَهَا وَ إِنْ تَدَاکَّتْ عَلَیْهِ الْمَصَائِبُ لَمْ تَکْسِرْهُ وَ إِنْ أُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْیُسْرِ عُسْراً کَمَا کَانَ یُوسُفُ الصِّدِّیقُ الْأَمِینُ لَمْ یَضْرُرْ حُرِّیَّتَهُ أَنِ اسْتُعْبِدَ أَوْ قُهِرَ وَ أُسِرَ وَ لَمْ تَضْرُرْهُ ظُلْمَةُ الْجُبِّ وَ وَحْشَتُهُ وَ مَا نَالَهُ أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِ فَجَعَلَ الْجَبَّارَ الْعَاتِیَ لَهُ عَبْداً بَعْدَ إِذْ کَانَ [لَهُ‏] «2» مَالِکاً فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّةً وَ کَذَلِکَ الصَّبْرُ یُعْقِبُ خَیْراً فَاصْبِرُوا وَ وَطِّنُوا أَنْفُسَکُمْ عَلَى الصَّبْرِ تُؤْجَرُوا.


حضرت صادق می‌فرمود: شخص حر و آزادمنش در تمام حالات آزاد است اگر حادثه ناگوار برایش رخ دهد با کمال استقامت تحمل مى‏‌نماید و اگر شدائد و مصائب سنگین از هر طرف به او حمله‏‌ور شود قدرت شکستن او را ندارد گرچه اسیر و مقهور گردد و زندگى آسان و با رفاه او تبدیل به مشکلات و سختى‌‏ها شود همچنان که یوسف صدیق پاکدامن بردگى و اسارت و مقهوریت به آزادمنشى و حریتش صدمه نزد و آن چاه تاریک و وحشت‏‌زا و آن مشکلات و شدائد زیانى به او نرسانید تا اینکه پروردگار مهربان عنایتى فرمود و آن جبار ستمگر را که یوسف را به عنوان بردگى مملوک خود قرار داده بود بنده و فرمانبر یوسف نمود و او را به مقام رسالت برگزید و بوسیله او مملکت مصر را از مشکلات رهانید. آرى صبر و استقامت چنین پایان نیکى دارد پس شما هم در برابر شدائد صبر نموده و مقاومت کنید و خویشتن را با صبر و تحمل ورزیده و آماده نمائید تا در نتیجه به پاداش ارزنده و پایان پسندیده برسید.

منبع: وسائل الشیعه، ج 3، ص 257


۲۰ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۶

ویژگی عاقل

بسم الله النّور

یَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ الَّذِی لَا یَشْغَلُ الْحَلَالُ شُکْرَهُ وَ لَا یَغْلِبُ الْحَرَامُ صَبْرَه‏

هشام! عاقل آن است که حلال او را از شکر باز ندارد، و حرام صبرش را نرباید.


یعنی نعمات و همه آن چه حلال است موجب غفلت و بازداشتن او از شکر خداوند نیست،

و کسی مرتکب حرام می‌شود که حرام بر صبر او غلبه پیدا کند. مثلا کسی دروغ می گوید که صبر بر راستگویی و تحمل تبعات آن ندارد. یا کسی لقمه حرام می خورد که صبر او برای به دست آوردن حلال کم باشد و مثال هایی از این دست.

۱۵ خرداد ۹۸ ، ۰۱:۴۲ ۱ نظر