بسم اللّه
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها
از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»
یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها...
ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها...
یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها
شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها
شاعر: علی اکبر لطیفیان
بسم الله
چرا سختی زندگی برخی افراد بیشتر است؟
زیرا وسعت خواست و اهدافشان بزرگتر و متعالی تر است و به همان اندازه امتحان می شوند و از رنج ها عبور می کنند تا به قله تعالی برسند.
وسعت و سختی امتحان های ما به اندازه بزرگی انتخاب هایی است که داریم.
به همین دلیل ابتلائات پیامبران و ائمه بیش از همه مردم بوده است.
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
بسم اللّه
امروز بعد از ظهر یک بخشی از صحبت های درس هایی از قرآن آقای قرائتی حفظه الله را گوش دادم که بسیار جالب و دلنشین بود.
ایشان با لظافت و شیرینی کلام سه اتفاق محتمل را نقل کردند و گفتند: «اگر به من زنگ بزنند و بگویند دیگر در سپاه مسئولیتی نداری، دیگر مسئول ستاد اقامه نماز نیستی و در انتها تماس بگیرند که مسئول نهضت سواد آموزی هم نیستی، آن وقت معلوم می شود که من دیندار هستم یا نه! وگرنه در سرازیری بشکه هم شبیه ماشین bmw است! »
خلصه این که همه در سرازیری و وقتی مانع و مشکلی نیست دیندارند!
اما عیار دین و ایمان انسان ها وقتی مسیر حرکت سخت می شود معلوم می شود!
اگر فیلمش منتشر شد و توانستم اینجام میگذارم ان شاء الله چون شنیدن با بیان خود ایشان لطف دیگری دارد.
بسم الله
استاد سید محمّدمهدی میرباقری:
«در کتاب "استعاذه" شهید دستغیب این قصه را دیدم که یکی از علما کتابی نوشته بود و مفصلاً دربارهٔ مکاید و وسوسههای شیطان سخن گفته بود. در همان زمان، یکی از اخیار، شیطان را خواب دیده بود و گفته بود: دیدی که فلانی چطور تو را رسوا کرد؟! شیطان جواب داده بود که خودم وسوسه کردم که علمش را ظاهر کند و بنویسد! [اسم کتابش ردِّ شیطان است ولی حقیقتش جلوه نفس است.] او اثبات نفس میکند و خودش را اثبات میکند و با من که کاری ندارد!» ۹۵/۱۲/۱۱ @mirbaqeri
بسم الله
یک کودک آرام و بی دغدغه است.
راحت می خوابد بدون این که فکر کند فردا و آینده چگونه خواهد شد.
دلش به مادری گرم است که حواسش به اوست.
به همه نیازهایش
انسانی که به خدا توکل می کند همین گونه است.
آرام، سبک، راحت و بی دغدغه فردا که چه پیش خواهد آمد.
بسم الله
یکی از اتفاقات مهمی که هنگام مشکلات و ابتلائات زندگی می افتد دوری از خداست.
اولین قدم هم این است که مقصر همه مشکلاتمان را خدا می دانیم و می گوییم خدا می توانست و برای ما نخواست.
در صورتی که خیلی از خواست های ما هنگام بلایا شبیه تمایل کودک به خوردن غذاهای لذیذ سرخ کردنی است که به محض برآوردن این خواسته، بیماری تشدید خواهد شد. اما ما اصرار می کنیم که می خواهیم!
قدم بعدی بعد از مقصر دانستن خدا، قهر با خداست و دوری از دعا و عبادات.
خیلی ها در این مرحله اولین کاری که می کنند ترک نماز است و این یعنی آغاز دومینوی سقوط و کسی که نماز را کنار گذاشت انگار تنها راه ارتباطی اش را با خدا رها کرده. کسی که نماز را در مشکلات کنار می گذارد بازگشتش محال نیست اما قطعا مسیر بازگشتش سخت تر از دیگران است.
اگر هم خیلی انسان خوبی باشد در این مرحله نماز را کنار نمی گذارد اما آن را با تأخیر می خواند یا همه عبادات و ادعیه و مستحبات دیگر را کنار می گذارد و همه این ها به حال بد زمان گرفتاری دامن می زند و ما را از نزدیک شدن به رب العالمین باز می دارد.
چنین انسانی دائم می گوید «خدایا چرا حالم بد است؟» یا «خدایا حالم را خوب کن» در حالی که این خوب یا بد بودن حال به دست خود انسان است و این فرد باید دوباره به سمت خدا برود و ذکر و دعا و نماز ؛ و با خدا به روشی که معصومین در ادعیه یادمان داده اند حرف بزند تا حالش خوب شود.
این حالت همانی است که در بعضی از آیات قرآن کریم با تعابیر گوناگون ذکر شده و چه قدر زمان برد تا این آیات را بفهمم! به قیمت امتحان های خیلی سخت!
کاش جزء دسته صابران و انجام دهنگان عمل صالح بشویم که با این داده ها و نداده های دنیا مأیوس و نا امید نشویم.