حدیث نفس

راز زندگی

بسم الله

راز زندگی این هست که امورمان را به خدا بسپاریم و نگران نباشیم...

خدا نخواسته ما مدیر و مدبر و اداره کننده امور زندگیمان باشیم

او برنامه می‌دهد و ما فقط باید اجرا کنیم.

 

ارجاع به حدیث عنوان بصری که با عنوان اولین درجه تقوا در بالای وبلاگ قرار داده شده.

۱۳ آذر ۰۱ ، ۲۲:۰۱ ۰ نظر

عالم بی عمل

بسم الله

 

عالم بی‌عمل به که ماند؟

.

.

.

به من...

۱۳ آذر ۰۱ ، ۰۷:۳۳ ۲ نظر

اعتماد

بسم الله

اعتماد من به مسیریاب گوشیم که می‌دانم از هر کوچه پس‌کوچه‌ای من را ببرد بالاخره به مقصد می‌رساند اگر مسیر را اشتباه بروم، مسیر حایگزین پیشنهاد می‌دهد

بیش از خداست

 

خدایی که خالق من و همه‌ی عالم است

۱۰ آذر ۰۱ ، ۲۳:۴۲ ۳ نظر

انسان

بسم الله

 

بین همه تععاریفیکه در مورد مفهوم انسان شنیدم، هیچ کدوم به اندازه این یک جمله به دلم ننشست:

«انسان عروسک کوکی خداست.»

خدا مارو کوک میکنه و زنده می شیم و حرکت می کنیم.

۲۳ آبان ۰۱ ، ۲۳:۰۹ ۲ نظر

برعکس

بسم الله

آدم‌هایی که در مشکلات

همه‌ی تقصیرها را گردن خدا می‌اندازند و با خدا قهر می‌کنند

 

حالا همه‌ی تقصیرها را گردن نظام اسلام اسلامی می‌اندازند

و معترضند

 

 

شیطان دستگاه ادراک انسان را برعکس می‌کند...

تا کارهایی را که خودش کرده

به خدا نسبت دهیم

به نظام اسلامی نسبت دهیم

۰۴ مهر ۰۱ ، ۲۳:۴۱ ۱ نظر

محزون نباش

بسم الله

 

قَالَ علی (علیه السلام): مَنْ أَصْبَحَ عَلَی الدُّنْیَا حَزِیناً فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اللَّهِ سَاخِطاً وَ مَنْ أَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ أَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ

 

 

کسى که براى دنیا غمگین باشد از قضاى الهى ناخشنود است و آن کس که از مصیبتى که به او رسیده شکایت کند از پروردگارش شکایت کرده است

 

نهج البلاغه، حکمت ۲۲۸

۲۱ شهریور ۰۱ ، ۲۰:۵۲ ۰ نظر

غصه نخور

بسم الله

 

إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ فَلَا تُبَلْ کَیْفَ کُنْتَ
 

اگر به آنچه که می خواستی نرسیدی از آنچه هستی دلگیر مباش.

 
نهج البلاغه، حکمت 66
۲۱ شهریور ۰۱ ، ۲۰:۴۳ ۰ نظر

شاه کلید

بسم الله

 

نمی شود

در دایره ی نگاه «منی» که فکر می کند نمی شود

 

خسته ام

چون «من» ننقطع از «او» باری را به دوش کشیدم که نباید

 

اسیرم

اسیر «منی» که محدود است و همه چیز را محدود می بیند

 

ایستاده ام

در مانعی که «خودم» ساخته ام

 

دعاهایم مستجاب نمی شود

که اگر مستجاب شود می گویم عجب مستجاب الدعوه «ام»

 

از حرف دیگران اذیت می شوم

چون «خودم» را کسی حساب کرده ام

 

کافی است این «من»

این «خود»

این «عُجب»

 

تمام شود

 

آن وقت تمام نشدن ها می شود

و تمام محدودیت ها برداشته می شود و تمام تعلقات که پای انسان را سنگین کرده اند

تمام می شود

 

خدایا با عافیت منم را از من بگیر

 

همان منی که وقتی نشد

به جای این که بفهمد باید از هر ان چه غیر توست نا امید شود

از تو ناامید شد

و مرتکب بزرگترین گناه شد

 

خدایا از این بزرگترین گناه توبه میکنم

 

 

۲۰ شهریور ۰۱ ، ۲۳:۲۷ ۰ نظر

آدم ها ۲

بسم الله

 

آدم ها دو نوعند

اسیر

و آزاد

 

اسیرها محدودند به خود

چیزی فراتر از منشان نمی بینند

 

آزادها

رها شدند

از من

 

و آغاز پرواز

و بر زمان و مکان شدن

از زمانی است که «من» تمام می شود

 

اینجاست که همه ی محال ها ممکن می شود

 

و نشد ها

می شود

 

انما امره اذا اراد شیپا ان یقول له کن فیکون

۲۰ شهریور ۰۱ ، ۲۳:۱۹ ۰ نظر

مخلص

بسم الله

 

مخلص کسی است که از

«خودش»

«من‌اش»

خلاص شده باشد

۲۰ شهریور ۰۱ ، ۲۲:۲۰ ۰ نظر