بسم الله
استاد گفت خانم فلانی برای پایان ترم نیازی به آزمون ندارد
کاش خدا هم می گفت امتحان هایت را پس دادی
امتحان لازم نیست
اما مرگ
زمان پایان امتحانات است...
بسم الله
استاد گفت خانم فلانی برای پایان ترم نیازی به آزمون ندارد
کاش خدا هم می گفت امتحان هایت را پس دادی
امتحان لازم نیست
اما مرگ
زمان پایان امتحانات است...
بسم الله
«تنهایی» وضعیتی است که آدمیزاد دوست دارد هردم از آن فرار کند
-به موسیقی
تا صدای درونش را نشنود
-به اینترنت
به دریافت نوتیف عادت کرده ایم
این که کسی ما را یادش باشد و پیامی بدهد
-به روابط
-به مخدر
تا رنج تنهایی و وحشت آن فراموش شود
-به ازدواج
و آن ها که ازدواج کرده اند بیشتر میدانند که ابتلای به تنهایی پس از ازدواج، سخت تر از تنهایی پیش از آن است.
و تنهایی چیزی است که این روزها بیش از همیشه حسش می کنیم
تنهایی وقتی است که انسان خودش هست و خودش
میان دنیا
و عالمی که می بیند و نمی بیند
و آدمیزاد نام وحشت از خودش را گذاشته «تنهایی»
و تنهایی برطرف نمی شود
جز با انس با خدا
و انس با بندگان متصل به خدا
بسم الله
می گویند شرط رضایت پذیرش است.
اما اگر بپذیریم تغییری بهبود اوضاع خواهیم داد.
چه بسا با عدم پذیرش
ناممکن ممکن شود
مثل معلولی که برنده دو سرعت شود
و برای آن ها که نپذیرفتند
و باور کردند که می شود
شد...
بسم الله
خدا جبران میکنه
حساب زندگی ما از دست خدا در نرفته
خدا انسان های تنها را تنها نمیگذارد
دنیا فقط یک مرحله از حیات ماست
ابد در پیش داریم
بسم الله
خدایا پناه بر تو از این که عیبی که در خودم هست رو نبینم
و همون عیب رو در دیگران بزرگ ببینم...
بسم الله
انسان.ها به اندازه امیدشان میتوانند صبر کنند، و استقامت ورزند.
و ادامه دهند...
بسم الله
ما دعا هم میکنیم
انتظار داریم خدا همانگونه که دلمان میخواهد دعایمان را مستجاب کند.
در صورتی که خدا آنگونه که حکمتش اقتضا میکند دعا را مستجاب میکند.
و ما چون همانی که دلخواهمان بود نشد،
از استجابت هم ناراضیایم
از خدا هم...
خدایا دلخواه ما را دلخواه خودت قرار بده
همان رضایت به قضا
و تسلیم به امرت
که حالمان با آن خوب است
و دلمان آرام
بسم الله
دائر مدار زندگی انسان متقی بر «رزق من حیث لا یحتسب» تعریف شده
تا از اسارت محاسبات مادی چگونه و چه طور ،خارج شود
که اگر جز این بود
ایمان و تقوای او محک نمیخورد.
بسم الله
همیشه بین خواست ما و شرایطی که در آن هستیم، فاصله است.
میخواستم فلان شغل را داشته باشم،
فلان ازدواج را داشته باشم،
فرزندی چنین
رفیقی چنان
پدرمادری دلخواه
الی هرآنچه «آرزو» بوده و به آن نرسیدیم.
هرگاه فاصله آنی که هستیم با آنی که آرزو داشتیم باشیم حذف شد، نامش میشود «رضایت».
همانی که اباعبدالله در گودال گفتند «الهی رضا بقضائک، تسلیما لامرک، لا معبود سواک...»
این فاصله حذف نمیشود جز با ایمان به خدای مدبر حکیم عادل...
و امتحان همهی ما در همین فاصله و بودن و نبودنش است.
بسم الله
تا زمانی که بخش تکبر و تواضع را در کتاب جنود عقل و جهل امام نخوانده بودم نمیدانستم نسبت تکبر با ضیق صدر چیست.
انسانهای کوچک متکبرند...
«بدان که از برای تواضع و تکبّر، موجبات و اسباب بسیاری است که از جمله آنها شرح صدر و ضیق آن است.
انسانی که دارای شرح صدر باشد، هر چه از کمال و جمال و مال و منال و دولت و حَشَم در خود ببیند، به آن اهمیّت ندهد و در نظرش بزرگ و مهم نیاید. سعۀ وجود چنین انسانی، به قدری است که بر تمام واردات قلبی غلبه کند و از ظرف وجودش، هیچ چیز لبریزی نکند. و این سعه صدر، از معرفت حق تعالی پیدا شود؛ در موادّ مستعدّه لایقه اُنس با خدا، قلب را به مقام اطمینان و طمانینه رساند.